مدیران دولتی قابل احترام

خرید بک لینک
پس از سال 85: خدایا گره های زندگی کسانی که می خواهند گره های زندگی مرا باز کنند را باز کن.سال 86 و 87 و 88: دوباره می سازمت!سال 89: من به فردایی روشن ایمان دارم.سال 90 و 91: وبعد از پاکی کودکانه ... شور جوانانه... خرد کهن سالانهسال 93: به من کمک کنیدو اکنون این منم، می خواهم رویا ببینم و برای رویاهایم تلاش کنم...سال 97: من پر از هیجان توانستن ام. :-)سال99: یواش یواش اومدم در خونتون، یه شاخ گل در دستم، سر راهت بنشستم، از پنجره منا دیدی، مثل گل ها خندیدی... آه... به خدا... آن نگهت... از نظرم... نرود... یواش یواش پرسون پرسون...سال 1401: حال عقابی تیرپروازی را دارم که در اوج آسمانها پرواز می کرد، وقتی به خانه برگشت، دید لانه اش فرو افتاده... مدیران دولتی قابل احترام...

ما را در سایت مدیران دولتی قابل احترام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 11:06

پس از سال 85: خدایا گره های زندگی کسانی که می خواهند گره های زندگی مرا باز کنند را باز کن.سال 86 و 87 و 88: دوباره می سازمت!سال 89: من به فردایی روشن ایمان دارم.سال 90 و 91: وبعد از پاکی کودکانه ... شور جوانانه... خرد کهن سالانهسال 93: به من کمک کنیدو اکنون این منم، می خواهم رویا ببینم و برای رویاهایم تلاش کنم...سال 97: من پر از هیجان توانستن ام. :-)سال99: یواش یواش اومدم در خونتون، یه شاخ گل در دستم، سر راهت بنشستم، از پنجره منا دیدی، مثل گل ها خندیدی... آه... به خدا... آن نگهت... از نظرم... نرود... یواش یواش پرسون پرسون...سال 1401: حال عقابی تیرپروازی را دارم که در اوج آسمانها پرواز می کرد، وقتی به خانه برگشت، دید لانه اش فرو افتاده... مدیران دولتی قابل احترام...

ما را در سایت مدیران دولتی قابل احترام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 11:06

چگونه عضویت در یک سازمان مردم نهاد باعث تغییر در من شد؟ مدیرعامل شرکتی در پارک علم و فناوری هستم تا دو سال پیش، برای انجام هر کاری دو دوتا چهارتا می کردم. همیشه هر وقت می خواستم کار داوطلبانه انجام بدهم، احساس می کردم به کسب و کارم خیانت میکنم. الان بعد از دو سال از تولد سمن مان، انتخاب می کنم چه کار داوطلبانه انجام بدهند و از انجامش لذت می برم و به خودم افتخار می کنم. می خواهم در سه داستان توضیح بدهم که چگونه، اینگونه شد؟داستان اول؛ سمن ما در حوزه توسعه منابع انسانی و کارافرینی است. دو سال پیش به آقای طالبی پیشنهاد دادیم که کتابی در حوزه کارآفرینی در مدارس وجود دارد ولی تدریس نمی شود از ما حمایت کنید تا بتوانیم در مدارس اجرا کنیم. آقای طالبی ما را با سمن امتداد اندیشه در حوزه آموزش و پرورش  آشنا کردند. به هم ملحق شدیم و با هم پروژه مشترک انجام دادیم. دبیر انجمن، خیلی برای ما کلاس می گذاشتند. انگاری ما از پشت کوه اومده بودیم!!! ما هم ضایعشون می کردیم. در کل خیلی سکه، زیر پوستی و به صورت مداوم گیس و گیس کشی میکردیم. در همکاری با آنها متوجه شدیم در شبکه ارتباطی شان همه فردی پیدا میشود. یک رویداد مشترک برگزار کردیم، سه سوت مجری، فیلمبردار، منتور و یک عالمه دانشجوی پا کار آمدن وسط... با همکاری با آنها بود که مفهوم شبکه ارتباطی و قدرت آن را درک کردیم. سال گذشت. در یک جلسه ای  با افتخار گفتیم ما با هم پروژه مشترک داشتیم و کلی فیس کردیم.سال گذشت تا به این درک رسیدیم با ظرفیت ارتباطی انها توانستیم این پروژه را اجرا کنیم. دو هفته پیش با ایشون تماس گرفتم تا بابت موضوع مشورت بگیرم. خندیدند و گفتند: بیایید بدون جنگ، کار مشترک انجام بدهیم!!&n مدیران دولتی قابل احترام...

ما را در سایت مدیران دولتی قابل احترام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 11:06

صفحه بندی